کارنامه اصلاح طلبان دوم خردادی، مثل هر کارنامه ديگری، حاوی نکات مثبت و منفی است. اگر ميزان داوری انتظارات به حق مردم و چگونگی استفاده از امکانات فراوان توسط مديران دوم خرداد باشد، اين کارنامه منفی است. اما اگر معيار، مقايسه، اوضاع سياسی دوران پيش از آن يا دست آوردهای ديگر نيروهای اپوريسيون از آغاز حيات جمهوری اسلامی تا به امروز باشد، بی گمان اين کارنامه به نسبتی مثبت است کارنامه اصلاح طلبان دوم خردادی، مثل هر کارنامه ديگری، حاوی نکات مثبت و منفی است. اگر ميزان داوری انتظارات به حق مردم و چگونگی استفاده از امکانات فراوان توسط مديران دوم خرداد باشد، اين کارنامه منفی است. اما اگر معيار، مقايسه، اوضاع سياسی دوران پيش از آن يا دست آوردهای ديگر نيروهای اپوريسيون از آغاز حيات جمهوری اسلامی تا به امروز باشد، بی گمان اين کارنامه به نسبتی مثبت است. بهرحال چه مثبت و چه منفی، اين کارنامه دو پيامد ناخواسته به دنبال داشت که هر دو بر سرنوشت سياسی کشور سخت تاثير گذارند. اين مقاله در مورد آن نکته ها و اين پيامدهاست. 1- نکته منفی کارنامه اصلاح طلبان دوم خردادی. جريان موسوم به دوم خرداد، تا مدتها، يعنی تا انتخابات مجلس ششم و حتا انتخاب دوبارهی محمد خاتمی در 1380 از پشتيبانی مردم برخوردار بود. اما اصلاحطلبان از حضور در قوهی اجرايی و مجلس و بويژه اقبال جامعهی مدنی استفادهی درخور نکردند و از سر توهم، ترس يا محافظه کاری، از رويارويی با ارتجاع پرهيز کردند و تقريباً در هر بحرانی نظیر قتلهای زنجيرهای، کوی دانشگاه، حکم حکومتیِ بستن روزنامهها، محاکمههای نمايشی، کتک زدن و اخراج وزيران کابينه، پس فرستادن قوانين مصوبه توسط شورای نگهبان، عقب نشستند، مکاتبه با سران ارتجاع را بر گفتگو با آزادیخواهان ترجيح دادند و بدين ترتيب اقتدارطلبان را به يورش بيشتر تشويق کردند. در نتيجه مردم کمکم از سياست اصلاحطلبان مبنی بر تمکین و تسلیم در برابر با ارتجاع دلسرد شدند و کنار نشستند. در چنين شرايطی که اصلاحطلبان منفعل و مردم دلزده بودند، رد صلاحيت نامزدها از سوی تماميتخواهان کار مشکلی نبود. از همين رو معتقدم اصلاحطلبان دوم خردادی، ورشکسته به تقصيرند. ورشکسته به تقصير، چون امکان موفقيت داشتند، اما با ندانم کاری و سوء مديريت، سود که نبردند هيچ، ضرر هم کردند و به مابقی نیز زيان رسانند. 2- نکته مثبت کارنامه اصلاح طلبان دوم خردادی. در کنار ايرادی که ذکرش رفت، بايد در عين حال به نکتهای اشاره کرد که به طور نسبی و در مقام مقايسه، نشانگر دستاورد مثبتی در کارنامه اصلاحطلبان دوم خردادی است: اصلاحطلبی دوم خرداد، با تمام سوءمديريت و کمکاری و توهمهای کوچک و بزرگ، از هر نيروی ديگری در اپوزيسيون دستاورد بيشتری داشته و برانگيزنده تحولات بزرگی در کشور شد. شکی نيست که کارنامهی ايشان، بسيار کمتر از انتظار مردم و بويژه توان و امکانی بود که در اختيار داشتند. بدين لحاظ نيز قابل انتقادند و آن کمکاری و اين انتقاد در تاريخ ايران باقی خواهند ماند. اما به هرحال، با رعايت شرط انصاف، بايد گفت که به هرحال کارنامهی آن ها از کارنامهی اپوزيسيون خارج از نظام و کشور پربارتر است. ايران امروز با ايران پيش از دوم خرداد 1376 يکی نيست. تغييراتی که از سال 1376 در ايران صورت گرفته است بسيار بيشتر از آن تغييراتی است که اپوزيسيون خارج يا داخل کشور از آغاز انقلاب تا کنون انجام داده است. پيآمدهای جنبش دوم خرداد. حالا چه بر مبنای اين يا آن معيار، کارنامه را نسبتا منفی يا مثبت ارزيابی کنيم، حقيقت اين است که از دو پيآمد مهم اين کارنامه گريزی نيست: رهبری جنبش از دست مديران دوم خرداد بدر آمد و چشم اميد ملت برای تغيير و دگرگونی از درون متوجه برون نظام و کشور شد.